در عشق نمیدانم درمان دل خویش

در #عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش
خواهم که کنم #صبر ولی دست رسَم نیست

خواهم که به #شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی #جانا ، جای #نفسم نیست

#سنایی

#عاشقانه
#ماریا_رادمهر
دیدگاه ها (۶)

تا ولولهٔ #عشق تو ، در گوشم شدعقل وخرد و #هوش،فراموشم شدتا ی...

بر #من گذشتی، سر بر نکردی!!!از #عشق گفتم ، باور نکردی!!! #دل...

#عشق یعنی:مرا #جغرافیا در کار نباشدیعنی تو را،#تاریخ در کار ...

#ببوس مراو بگذار طعم آبدار #بوسه هایتسبز کند #عاشقانه هایم ر...

به.عشق.پدر.خدایا...پدرم ستون خانواده وآرامش دل من استتکیه گا...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی، که ن...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط