{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنی را میشناسم

من زنی را میشناسم
که هر روز عصر می آید
خیابان ولیعصر را
قدم میزند و
کشتار جمعی راه می اندازد.

شهر من دچار فقر عاطفی نیست
تو به طرز تحقیر آمیز و
کشنده ای زیبایی
و مرگ اقتباسی از گیسوان خاموش توست.
آغوش تو
آغوش مهیب و گدازنده ی تو
بازمانده ی یکی از کوره های آدم سوزی
آشویتس است.

من زنی را میشناسم
که اندوه نداری اش در چهره ام
پدرم را کشت
مادرم را سپری کرد
زنی که دارد
نسلم را منقرض می کند.
دیدگاه ها (۶)

لطفا بی تفاوت ب دنیای اطراف خود نباشید...

قابل توجه مسئولین ب اصطلاح وظیفه شناس....

هیچکس نفهمید ک زلیخا از مردان هم مردتر بود،میدانی چرا؟مردانگ...

تعریف من از ˝جامعه آزاد˝ جایی است ک،اگرکسی نخواهد همرنگ جماع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط