{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و یهو سکوت خونه رو پر می کنه و صدا برخورد دست جیمین با ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³



و یهو سکوت خونه رو پر می کنه و صدا برخورد دست جیمین با صورت عشقش بلند ترین صدای قرن که با شکستن قلب عشقش همراهه ات گوشش سوت می کشه و نگاه می کنه به جیمین عشقش شوهرش همین الان زد تو گوشش بعد یه نیشخند می زنه تو چشمای جیمین نگاه می کنه میگه :«مرسی جوابمو گرفتم »
اروم بدون که چیز دیگه ای بگه فقط میره تو اتاق و روی تخت دراز می کشه دیگه حتی اشکی برای ریختن نداره قلب ترک برداشتش حالا دیگه کاملاً خرد شده پتو رو می کشه روی خودش و سعی می کنه فقط یه دقیقه از این دنیای فاکی دور شه شاید تو خوابش ارامش داشته باشه ( اوه شنیدم خبر زیاد می خونی واه واه ولی مهم ترین خبر امروز رو نخوندی اونم اینه توجه توجه یه ادم خسته از این دنیا ثابت کرد دنیا خیلی فاکیه هر هر هر)


ویو جیمین

تازه به خودمم اومدم و متوجه شدم چی کار کردممممم (صبح بخیر ایرانی😐وضعیت ماعه بخدا ) من روی تمام زندگیم دست بلند کردم خیلی ناراحت عصبی و کلافه بودم یه حس خیلی مزخرف روی مبل نشستم و با دستام سرمم رو گرفتم و حرف های ات هی داخل ذهنم پخش می شد حق با اونه من تولدش تنهاش گذاشتم مهم ترین روزش و همینطور سالگرد ازدواجمو من اونو زندانی کردم
اگه از دستش بدم میمیرم (به قول بابا پنجعلی الکی می گه😑) و یه ضربه محکم زدم زوی میز که شکست اه بعد چند دقیقه که اروم شدم
رفتم داخل اتاق روی تخت دراز کشیده بود می دونستم نخوابیده پس اروم رفتم پشتش دراز کشیدم و بغلش کردم و اروم تو گوشش و با بغض زمزمه کردم :
ات ، نفسم بخاطر چند دقیقه قبل متاسفم

ات جوابی نداد

جیمین : نفسم می دونم بیداری لطفا یه چیزی بگو

ات بازم جواب نداد

جیمین با بغض و عذاب وجدان: ببخشید عشقم یه لحضه عصبی شدم کنترل از دستم در رفت بخدا دلم نمی خواست رو عشقم دست بلند کنم ترو خدا منو ببخش

ات خیلی بی احساس :مهم نیست حالا هم ولم کن می خوام بخوابم

جیمین یه دقیقه قلبش وایساد این همون ات ی منه حتی ذره ای احساس تو صداش حس نکردم نگو که من این کارو کردم باهاش نگو بخاطر منه
(نه عزیزم راحت باش عمه من بوده
جیمین : در گاله رو ببند

حس نمی کنی یه ذره بی ادب شدی؟ یا فقط با من اینجوری شدی ؟

جیمین:میشه دو دقیقه ببندی ببینم دارم چه گوهی می خورم ؟

اهم چشم دیگه خدایی خیلی راحت شدی ها یکم ادب احترام ملایمت

جیمین با لبخند زورکی : میشه گورتو گم کنی عزیزم

اوکی گوزبای ما رفتیم)

جیمین اروم با ناباوری: ات ترو خدا اینجوری نگو قلبم میشکنه


ات با بی خیالی و بی احساسی تمام: ( ات:خب به عنم
اِ زشته ها درست حرف بزن
ات :به جیشم
زشته
ات : خب بشکنه
حداقل مودبانه است همین و بگو
ات :چشم امر دیگه
ارضی نیست ) خب بشکنه

جیمین با شکه : ات ؟
دیدگاه ها (۱۳)

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁷ انچه گذشت😅:خب ب...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ جیمین با شک : ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁶ " " " " " ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡[}...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: اقای مین بخاطر...

آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه می کنه، دیگه نمیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط