{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را
بر دل من دشنه داده غمزۀ خونریز را

شد فروزان آتش سودایت اندر جان و دل
درفکن در جام بی رنگ، آب رنگ آمیز را

می پیاپی، بی محابا ده، میندیش از حریف
یاد می‏دار این دو بیت گفتۀ دست آویز را

گر حریفی از دمادم سر بپیجاند رواست
بر کف من نه، که پور زال به شبدیز را

جان من می را و قالب خاک را و دل تو را
وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را


باباافضل کاشانی
دیدگاه ها (۳)

ای پریشان کرده عمدا، #زلف_عنبربیز رابر دل من دشنه داده غمزه ...

#اشعار_بابا_افضل_کاشانی_____________________________________...

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز رازنگیان سجده برند آن زلف ج...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

ایران علیکرمی شاعر گیلانغربی

وای ایسو

کاش میدونستی قدرمو :)!

:)!

تئومان همش دنیزو سوپرایز میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط