{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را

ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را
بر دل من دشنه داده غمزۀ خونریز را

شد فروزان آتش سودایت اندر جان و دل
درفکن در جام بی رنگ، آب رنگ آمیز را

می پیاپی، بی محابا ده، میندیش از حریف
یاد می‏دار این دو بیت گفتۀ دست آویز را

گر حریفی از دمادم سر بپیجاند رواست
بر کف من نه، که پور زال به شبدیز را

جان من می را و قالب خاک را و دل تو را
وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را


باباافضل کاشانی
دیدگاه ها (۳)

ای کرده ماه را از تیره شب نقابدر شب فکنده چین بر مه فکنده تا...

ای لب میگون تو هم شکر و هم شرابوی دل پر خون من هم نمک و هم ک...

سلام به تک تک دوستان گلم شب همگی بخیر 💗 🌹 🌹 🌹

این باد کدامست که از کوی شما خاستوین مرغ چه نامست که از سوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط