دلتنگیام را در گوش باد صبا ٮالہ می
دلتنگیام را در گوش باد صبا ٮالہ میکنم،
صباح كہ خرامان به خانهات رسید
سخنش بشنو، درودش بگو
و بعد، خبرش بہ من برسان
كہ تنگٮر از دلم،
مرا در اغوش خواهی گرفت؟
اه! اگر این باد بیإٮد، بیاید.
اگر صبح شود و یادش بیاید، بیاید!
اما حیف كہ ادمیان
دستبہدست هم دادهاند،
اتحادی گرفتهإٮد از سر
تا خورشید را در فلک
زنجیر کنان، کنند فلك
مبادا که زِ پس مژدۀ تو،
اغوش ی طلوع کند.
̶ ̶ ׄ Лебедь.
صباح كہ خرامان به خانهات رسید
سخنش بشنو، درودش بگو
و بعد، خبرش بہ من برسان
كہ تنگٮر از دلم،
مرا در اغوش خواهی گرفت؟
اه! اگر این باد بیإٮد، بیاید.
اگر صبح شود و یادش بیاید، بیاید!
اما حیف كہ ادمیان
دستبہدست هم دادهاند،
اتحادی گرفتهإٮد از سر
تا خورشید را در فلک
زنجیر کنان، کنند فلك
مبادا که زِ پس مژدۀ تو،
اغوش ی طلوع کند.
̶ ̶ ׄ Лебедь.
- ۴۱۳
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط