سعی کردم بندازمش بیرون ولی نشد و وارد خونه شد سعی کردم از
سعی کردم بندازمش بیرون ولی نشد و وارد خونه شد سعی کردم از دستش فرار کنم ولی بازوم رو گرفت و کشید به سمت خودش طوری که افتادم تو بغلش که یهو لبش به لبم برخورد کرد انقدر عصبی شده بودم لوکا رو هل دادم و از خونه خارج شد
کوک+
تو شرکت بودم که یه پیام به گوشیم اومد دو تا عکس بود وایسا ببینم این که ا.ت هست اون...اون لوکائه خون به مغزم نرسید یعنی که این عکس رو فرستاده یعنی ا.ت با لوکا رابطه...نه نه زود قضاوت نکن جونگکوک آروم باش وایسا برم خونه ببینم چی شده
رسیدم خونه رفتم تو
+سلام(سرد)
_سلام خوبی(خنده)
+آره(سرد)
_چیزی شده
+نه
_بگو جونگکوک
+چرا به حرفی که زدم عمل نکردی چرا یه پسر که لوکا بوده رو آوردی خونه و بوسش کردی(داد و عصبی)
_جونگکوک وایسا بهت توضیح میدم
+هیچی نمیخوام بشنوم حداقل میزاشتی یه هفته بگذره بعد این کارو میکردی
_جونگکوک خب تو بزار من حرف بزنم
+(عکس رو نشون دادم)برای این توضیحی داری
_کی این عکس رو گرفته
+نمیدونم از بحث خارج نشو تو چرا...
_بس کن جونگکوک(گریه)من خونه بودم دیدم لوکا اومده سعی کردم از خونه بیرونش کنم ولی اومد تو و...همین کارو کرد دیگه هرکی بوده میخواسته منو تو دردسر بندازه وگرنه کی میخواسته جاسوسی عکس بگیره(گریه و داد)
+ا.ت من نمیخواستم سرت داد بزنم
_ولی زدی بس کن
رفتم تو اتاقم و درو قفل کردم و روی تختم دراز کشیدم و گریه کردم
کوک+
تو شرکت بودم که یه پیام به گوشیم اومد دو تا عکس بود وایسا ببینم این که ا.ت هست اون...اون لوکائه خون به مغزم نرسید یعنی که این عکس رو فرستاده یعنی ا.ت با لوکا رابطه...نه نه زود قضاوت نکن جونگکوک آروم باش وایسا برم خونه ببینم چی شده
رسیدم خونه رفتم تو
+سلام(سرد)
_سلام خوبی(خنده)
+آره(سرد)
_چیزی شده
+نه
_بگو جونگکوک
+چرا به حرفی که زدم عمل نکردی چرا یه پسر که لوکا بوده رو آوردی خونه و بوسش کردی(داد و عصبی)
_جونگکوک وایسا بهت توضیح میدم
+هیچی نمیخوام بشنوم حداقل میزاشتی یه هفته بگذره بعد این کارو میکردی
_جونگکوک خب تو بزار من حرف بزنم
+(عکس رو نشون دادم)برای این توضیحی داری
_کی این عکس رو گرفته
+نمیدونم از بحث خارج نشو تو چرا...
_بس کن جونگکوک(گریه)من خونه بودم دیدم لوکا اومده سعی کردم از خونه بیرونش کنم ولی اومد تو و...همین کارو کرد دیگه هرکی بوده میخواسته منو تو دردسر بندازه وگرنه کی میخواسته جاسوسی عکس بگیره(گریه و داد)
+ا.ت من نمیخواستم سرت داد بزنم
_ولی زدی بس کن
رفتم تو اتاقم و درو قفل کردم و روی تختم دراز کشیدم و گریه کردم
- ۱۲.۳k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط