کله پوک صورتی
کله پوک صورتی ✨️
پارت ۴۴ 《 فصل دوم پارت ۲ ادامه 》
از زبان دامیان :
خب آره اکن فقیر ها احمقن ولی خب نقش اصلیا خودشون و معرفی میکنن شاید الان نوبت من باشه که صحنه ی مرموزی و به اشتراک بزارم
نام : دامیان
نام خانوادگی : دزموند
جایگاه : بسر دوم رئیس حذب اطلاعات ملی و نخست وزیر سابق کشور و دامیان وارث تمام شرکت های داناوان دزموند بعد از مرگ داناوان
《حدود هزار تا شرکت》
شغل مستعار :دانش آموز و کلاس ریاضی تقویتی معلم نیست فقط کلاس 《 در مدرسه ی ادن برای راهنمایی ها 》
شغل واقعی : جاسوس 《 همکار لوید 》که استخدام شده و روز اول کاریش امروز است
اسم رمز: ریکومند《 یا همون ریکو 》
کلاس:
بکی :انیا میز هامون تکی شده این واقعا بده
انیا : حالا انیا باید تنها بنشینه
بکی: خب من جلو ی تو میشینم
انیا : باشه
بکی میز دوم و انیا میز سوم
ردیف وسط
ایون ،:، ارباب دامیان از اونجایی که من و امیل قدمون نرماله و امیل جلو میشینیم
دامیان : باشه هر غلطی میخوای بکن
ایون میز دوم و امیل اول و دامیان سوم
بکی : هی انیا مثل این که کنار دامیانی
انیا :، ها این کنار حساب میشه
بکی :آره هییی دامیان تو الان کنار انیایی
دامیان : خودت که کنار ایونی
ایون : ارباببب میای جا عوضی
بکی :، خفه شو بز قاله از خداتم باشه
کیتی که میز اول بود به بکی گفت : آهای بکی ولشون کن باهاشون درگیر بشی بدتر میشن
امیل به ایون یواش: آهای ببینین دست سرنوشته من الان کنار کیتی هستم
اوین :، یاشه آقای خوش شانش حد اقل بیش کسی که دوسش داری هستی مگه نه جناب دامیان
دامیان : ها ام آره اره ایون آقای چکه چکه خیلی خوش شانسه
امیل : ارباااب گفتم به من نگین چکه چکه اون بخاطر کلیه سنگم بود
دامیان: آره جون خودن بس برای جی مامانت میگفت عادتت بوده
امیل : بیخیال اون واسه خیلی وقت بیش بود
ایون : اگه اینجوریه غضیه گم کردن قلک تو هم واسه ی جند هفته بیش بود
بکی : اه جقدر عرعر میکنن اون دوتا
کیتی : منظورت امیل و ایون جدی حق میگی ولی امیل یکم بامزه ایون داره مسخره اش میکنه
بکی : ازش خوشت اومده
کیتی : نههه فقط طرفداری میکنم همین
بکی : اهم اهم ااره انیا جونم دامیان از بینشون تازه گیا آروم تر شده
آنیا :الان انیا جیکار کنه
بکی : اع باشه باشه اه احمق تو ۱۶سالت شد و هنوز از یکی نه تنها که خوشت نیومده بلکه کراش هم نزدی
انیا : کراش چی چیه
بکی : ول کن بابا تو نمیفهمی
انیا : جانم ؟
معلم ریاضی : خیله خب دانش آموزان سلام من خانم هیرن کن هستم
یکی اون وسط : اجازه شما مادرو هیون جو هستین ؟
معلم ریاضی:، آره اره خیلی خوب فهمیدین اوکی بریم سراغ درس
هیون یواشکی به دوست دخترش کالورا: هی اون مامانمه واقعا اعصابم و خرد میکنه واسه ی این که نه تنها ریاضی بلکه خودش هم خسته کننده
کالورا: بی خیال هیون اون مادرته
هیون : میخوام صد سال سیاه مادرم نباشه
زنگ خورد
بکی : آهای انیا یک سوال
انیا : ها
بکی : خب کلاست کی شروع میشه خانم معلم کاراته
انیا : اممحب من اولین شیفت هستم یعنی بعد مدرسه
بکی : خب وایسا
دامیان داشت رد میشد با امیل و ایون
بکی :، آهای دامیان کلاس ریاضی تو کی هست
دامیان : بعد کلاس کاراته ی ضایع
انیا : آهای کلاس کاراته ی من ضایع نیست اصلا اولین بارمه
دامیان : حواست باشه خراب نکنی
انیا :، عوضی
بکی : آروم باش نقشه ی دوستییییی
پارت ۴۴ 《 فصل دوم پارت ۲ ادامه 》
از زبان دامیان :
خب آره اکن فقیر ها احمقن ولی خب نقش اصلیا خودشون و معرفی میکنن شاید الان نوبت من باشه که صحنه ی مرموزی و به اشتراک بزارم
نام : دامیان
نام خانوادگی : دزموند
جایگاه : بسر دوم رئیس حذب اطلاعات ملی و نخست وزیر سابق کشور و دامیان وارث تمام شرکت های داناوان دزموند بعد از مرگ داناوان
《حدود هزار تا شرکت》
شغل مستعار :دانش آموز و کلاس ریاضی تقویتی معلم نیست فقط کلاس 《 در مدرسه ی ادن برای راهنمایی ها 》
شغل واقعی : جاسوس 《 همکار لوید 》که استخدام شده و روز اول کاریش امروز است
اسم رمز: ریکومند《 یا همون ریکو 》
کلاس:
بکی :انیا میز هامون تکی شده این واقعا بده
انیا : حالا انیا باید تنها بنشینه
بکی: خب من جلو ی تو میشینم
انیا : باشه
بکی میز دوم و انیا میز سوم
ردیف وسط
ایون ،:، ارباب دامیان از اونجایی که من و امیل قدمون نرماله و امیل جلو میشینیم
دامیان : باشه هر غلطی میخوای بکن
ایون میز دوم و امیل اول و دامیان سوم
بکی : هی انیا مثل این که کنار دامیانی
انیا :، ها این کنار حساب میشه
بکی :آره هییی دامیان تو الان کنار انیایی
دامیان : خودت که کنار ایونی
ایون : ارباببب میای جا عوضی
بکی :، خفه شو بز قاله از خداتم باشه
کیتی که میز اول بود به بکی گفت : آهای بکی ولشون کن باهاشون درگیر بشی بدتر میشن
امیل به ایون یواش: آهای ببینین دست سرنوشته من الان کنار کیتی هستم
اوین :، یاشه آقای خوش شانش حد اقل بیش کسی که دوسش داری هستی مگه نه جناب دامیان
دامیان : ها ام آره اره ایون آقای چکه چکه خیلی خوش شانسه
امیل : ارباااب گفتم به من نگین چکه چکه اون بخاطر کلیه سنگم بود
دامیان: آره جون خودن بس برای جی مامانت میگفت عادتت بوده
امیل : بیخیال اون واسه خیلی وقت بیش بود
ایون : اگه اینجوریه غضیه گم کردن قلک تو هم واسه ی جند هفته بیش بود
بکی : اه جقدر عرعر میکنن اون دوتا
کیتی : منظورت امیل و ایون جدی حق میگی ولی امیل یکم بامزه ایون داره مسخره اش میکنه
بکی : ازش خوشت اومده
کیتی : نههه فقط طرفداری میکنم همین
بکی : اهم اهم ااره انیا جونم دامیان از بینشون تازه گیا آروم تر شده
آنیا :الان انیا جیکار کنه
بکی : اع باشه باشه اه احمق تو ۱۶سالت شد و هنوز از یکی نه تنها که خوشت نیومده بلکه کراش هم نزدی
انیا : کراش چی چیه
بکی : ول کن بابا تو نمیفهمی
انیا : جانم ؟
معلم ریاضی : خیله خب دانش آموزان سلام من خانم هیرن کن هستم
یکی اون وسط : اجازه شما مادرو هیون جو هستین ؟
معلم ریاضی:، آره اره خیلی خوب فهمیدین اوکی بریم سراغ درس
هیون یواشکی به دوست دخترش کالورا: هی اون مامانمه واقعا اعصابم و خرد میکنه واسه ی این که نه تنها ریاضی بلکه خودش هم خسته کننده
کالورا: بی خیال هیون اون مادرته
هیون : میخوام صد سال سیاه مادرم نباشه
زنگ خورد
بکی : آهای انیا یک سوال
انیا : ها
بکی : خب کلاست کی شروع میشه خانم معلم کاراته
انیا : اممحب من اولین شیفت هستم یعنی بعد مدرسه
بکی : خب وایسا
دامیان داشت رد میشد با امیل و ایون
بکی :، آهای دامیان کلاس ریاضی تو کی هست
دامیان : بعد کلاس کاراته ی ضایع
انیا : آهای کلاس کاراته ی من ضایع نیست اصلا اولین بارمه
دامیان : حواست باشه خراب نکنی
انیا :، عوضی
بکی : آروم باش نقشه ی دوستییییی
- ۱۵.۶k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط