My Bubble Tea
My Bubble Tea
part 2
که یهو هیچی 😂
پسرا اومدن بیرون
و ما گفتیم که خودشون رو معرفی کنن
اول جونکوک = سلام من جونکوکم میتونین منو کوک صدا کنین و ۲۸ سالمه و قدم ۱۸۰
بعد تهیونگ = من تهیونگم و میتونین منو وی یا ته صدا کنین من ۳۰ سالمه و قدم ۱۸۲
جیمین = من جیمینم و ۲۹ سالمه و قدم ۱۶۸
چون ظهر بود و ما چیزی نخورده بودیم
گفتیم با پسرا غذا بخوریم
غذا مون تموم شد و با دخترا اومدیم و ظرف ها رو جمع کردیم
__________________________________
آملیا = شما چه فیلمی دوست دارید ببینید ؟
لیا = من دوست دارم کمدی ببینیم
سوفیا = من دوست دارم اکشن ببینیم
آملیا = من که دوست دارم کمدی ببینم
سوفیا = باشه اگر شما دوست دارید منم دوست دارم همون کمدی خوبه
پسرا هم گفتن کمدی
من رفتم خوراکی آوردم و با فیلم دیدن خوراکی خوردیم
《 ویو بعد فیلم 》
اینقدر خنده دار بود که من دلم درد گرفت 😂
خب ده دقیقه بود داشتیم همو نگاه میکردیم که تازه یادمون اومد که برای پسرا
لباس نیاورده بودم
آملیا = دخترا برا پسرا لباس نیاوردیم
لیا و سوفیا = وای ولی ماکه تو خونه لباس پسرونه نداریم
ما به پسرا گفتیم میخوایم بریم براتون لباس
بخریم همین جا منتظر بمونن
ما رفتیم لباس بخریم
( ویو پسرا )
جونکوک = میدونین چیه بچه ها من از آمیلیا زیاد خوشم نمیاد !
جیمین = ولی من از لیا خیلی خوشم میاد لطفا بهش نگین !
تهیونگ = من خیلی از سوفیا خوشم اومد نمیدونم چرا !
تهیونگ = آملیا که دختر خوبیه تو چرا ازش خوشت نمیاد
جونکوک = حس خوبی بهش ندارم احساس میکنم اونم دوسم نداره
جیمین = اگر دوست نداشت تورو انتخاب نمیکرد
تهیونگ = آره پس یعنی دوست داره که تورو انتخاب کرده
_________________________________
( ویو دخترا )
وارد پاساژ شدیم
و براشون لباس گرفتی
لیا = بچه ها به نظرتون برای خودمون چیزی نگیریم که باهم ست ست کنیم
سوفیا و آملیا = آره بنظرم
برای خودمون چندتا کش مو گرفتیم و. باهم ست کردیم و دستبند دوستی گرفتیم که
که هیچوقت درشون نیاریم
رفتیم خونه که یهو ...
__________________________________
بچه ها میدونم فیک هایی که میزارم دیده نمیشه و ویو نمیخوره و لایک 🙁😭
ولی بازم پارت میزارم 🙃
part 2
که یهو هیچی 😂
پسرا اومدن بیرون
و ما گفتیم که خودشون رو معرفی کنن
اول جونکوک = سلام من جونکوکم میتونین منو کوک صدا کنین و ۲۸ سالمه و قدم ۱۸۰
بعد تهیونگ = من تهیونگم و میتونین منو وی یا ته صدا کنین من ۳۰ سالمه و قدم ۱۸۲
جیمین = من جیمینم و ۲۹ سالمه و قدم ۱۶۸
چون ظهر بود و ما چیزی نخورده بودیم
گفتیم با پسرا غذا بخوریم
غذا مون تموم شد و با دخترا اومدیم و ظرف ها رو جمع کردیم
__________________________________
آملیا = شما چه فیلمی دوست دارید ببینید ؟
لیا = من دوست دارم کمدی ببینیم
سوفیا = من دوست دارم اکشن ببینیم
آملیا = من که دوست دارم کمدی ببینم
سوفیا = باشه اگر شما دوست دارید منم دوست دارم همون کمدی خوبه
پسرا هم گفتن کمدی
من رفتم خوراکی آوردم و با فیلم دیدن خوراکی خوردیم
《 ویو بعد فیلم 》
اینقدر خنده دار بود که من دلم درد گرفت 😂
خب ده دقیقه بود داشتیم همو نگاه میکردیم که تازه یادمون اومد که برای پسرا
لباس نیاورده بودم
آملیا = دخترا برا پسرا لباس نیاوردیم
لیا و سوفیا = وای ولی ماکه تو خونه لباس پسرونه نداریم
ما به پسرا گفتیم میخوایم بریم براتون لباس
بخریم همین جا منتظر بمونن
ما رفتیم لباس بخریم
( ویو پسرا )
جونکوک = میدونین چیه بچه ها من از آمیلیا زیاد خوشم نمیاد !
جیمین = ولی من از لیا خیلی خوشم میاد لطفا بهش نگین !
تهیونگ = من خیلی از سوفیا خوشم اومد نمیدونم چرا !
تهیونگ = آملیا که دختر خوبیه تو چرا ازش خوشت نمیاد
جونکوک = حس خوبی بهش ندارم احساس میکنم اونم دوسم نداره
جیمین = اگر دوست نداشت تورو انتخاب نمیکرد
تهیونگ = آره پس یعنی دوست داره که تورو انتخاب کرده
_________________________________
( ویو دخترا )
وارد پاساژ شدیم
و براشون لباس گرفتی
لیا = بچه ها به نظرتون برای خودمون چیزی نگیریم که باهم ست ست کنیم
سوفیا و آملیا = آره بنظرم
برای خودمون چندتا کش مو گرفتیم و. باهم ست کردیم و دستبند دوستی گرفتیم که
که هیچوقت درشون نیاریم
رفتیم خونه که یهو ...
__________________________________
بچه ها میدونم فیک هایی که میزارم دیده نمیشه و ویو نمیخوره و لایک 🙁😭
ولی بازم پارت میزارم 🙃
- ۱.۷k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط