{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

AMYR:

AMYR:
ناغافل خوابم برد
وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند
و فقط
حرفهای خوب درباره ام میزدند.

اون وقت بود که فهمیدم مُردم.
دیدگاه ها (۱)

AMYR:یه عکس ، یه دنیا حرف ....

AMYR:در بین این همه تحلیل و جنگ سیاسی ...یادی کنیم از آن های...

AMYR:اینجا سرزمین واژه های وارونه است ....جایی که گنج میشود ...

AMYR:سواد درست و حسابی ندارم ...ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﺟﻤﻊ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ، ...

‏🐶[۰۷:۵۸ ~ ۰۸:۰۰ به وقت کره]خوب خوابیدموقتی داشتم نامه‌ها رو...

شیپ باکودکو (اشک ساحل) پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط