{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی و خانه ام چراغ ندارد

نیستی و خانه ام چراغ ندارد
خالقِ شعرم دل و دماغ ندارد
دشتِ وسیعی بدونِ عطر شقایق
باغسرایی شدم که باغ ندارد
چاییِ جوشیده ای که طعم ندارد
قهوه ی سردی که عطر داغ ندارد
کوچه ی بن بستِ خاطرات شمالی
آدرسی که جز من کسی سراغ ندارد
نصفِ جهانی که چلستون ندارد
شهرِ ادیبی که شاچراغ ندارد
بعدِ تو در شعرِ من رئیسِ قبیله
روی کلاهش پر کلاغ ندارد...
مهرِ تو را بس که بی وفا و چموشی
هیچ کسی جز منِ ندارد ...
دیدگاه ها (۱۱)

بازهم امدم همانجایی که شعرهایم تازگی داشت درخت عشق همدم ساله...

به قصه ای که به مغزم چپانده ای برگردبه هرچه بودی و هستی و ما...

وقتی میان دستهامان،قربتی نیستبین من و تو، لحظه ای هم رغبتی ن...

یا مرا دعوت نکن یا سور و ساتی هم بیاورنازنین! چایی که می‌ریز...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ برات گل خرید؟با لبخند گفت، تمام ...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

#دلشکسته #عشق نافرجام#دلتنگی💔💔💔💔💔💔💔💔💔من فقط از خدا می خوامتو...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

توگرنباشی،جان را چه کنم....♡💋💌❤️🖇🌹🌿🍷🍒

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط