خانه تکانی
خانه تکانی؟!
من نامش را میگذارم خاطره تکانی
وقتی که هنوز ردّی از انگشتانت روی فنجان،
گَردی از سالیانِ بودنت روی کاناپه،
و تار مویی از تو بر تخت،
به جا مانده..
بگذار دست نخورده بمانند تا همیشه،
خاطراتِ سالیانِ حضورِ مردی،
که روزگاری دوستش میداشتم..
که روزگاری دوستم میداشت..
من نامش را میگذارم خاطره تکانی
وقتی که هنوز ردّی از انگشتانت روی فنجان،
گَردی از سالیانِ بودنت روی کاناپه،
و تار مویی از تو بر تخت،
به جا مانده..
بگذار دست نخورده بمانند تا همیشه،
خاطراتِ سالیانِ حضورِ مردی،
که روزگاری دوستش میداشتم..
که روزگاری دوستم میداشت..
- ۱۲۸
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط