{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویا داشتم که روی ابرها قدم بزنم

رویا داشتم که روی ابرها قدم بزنم؛
با رنگین کمان بخندم و با باران گریه کنم.
اما پایم به زمین رسید...
غرق مردمان و سراب هایش شدم؛
رویایم فراموش شد...
دیدگاه ها (۰)

یادی کنیم از دابسمش هایی که تهیونگ درست می کرد😂😂

مود جمعه ها😶😂

یعنی یه روزی میشه شاهد همچین عکسی از آگوست دی اعظم باشیم🙃

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌¹⁸وقتی بیدار شدم توی جنگل بزرگی بود...

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط