{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو سکوت مانده و از من صدای تو

از تو سکوت مانده و از من صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی‌ام کند از سال‌ها سکوت
حسی که باز پُر کندم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می‌روم و پا به پای تو...

در خواب حرف می‌زنم و گریه می‌کنم
بیدار می‌کنند مرا دست‌های تو

هِی شعر می‌نویسم و دلتنگ می‌شوم
حس می‌کنم کنارمی و آه... جای تو...

این شعر را رها کن و نشنیده‌ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو...

#اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۱)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

عاشقانه های شبنم

مامان یاسی... کجا؟ واسه چی داری جدی‌جدی می‌ری؟ 🥺💔باورم نمیشه...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط