{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق راهی‌ست ،

عشق راهی‌ست ،
برای بازگشت به خانه ...!

بعد از کار ...
بعد از جنگ ...
بعد از زندان ...
بعد از سفر ...

من فکر میکنم فقط عشق ،
میتواند پایان رنج‌ها باشد !

به همین خاطر همیشه ،
آوازهای عاشقانه میخوانم !

من همان سربازم ،
که در وسط میدان جنگ ...

محبوبش را ،
فراموش نکرده است ...!!!
دیدگاه ها (۲۷)

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفتبر همان" عهد "که بودیم بر آ...

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرممن تفرجگاه ارواح پریشان...

باید خودم را ،ببرم خانه ...!باید ببرم ،صورتش را بشویم !ببرم ...

ما که از هر چیز ترسیدیم ،سرِمان آمد ...!بیا تمرین کنیم ،کمی ...

.

داستان های پورتلند.

داستان های پورتلند.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط