نام رمان دانشگاه عاشقانه
نام رمان :دانشگاه عاشقانه
#پارت ۳
یکم بعد بهم زنگ زد و گفت بیا پایین وقتی رفتم گفت
جونگ کوک : چقدر خوشگل شدی
من:ممنون
سوار ماشین شدیم وقتی رفتیم تو همه برگشتن به من نگاه می کردن ب گفته ی جونگ کوک خیلی خوشگل شده بودم
حتی جیسو، رزی و جنی هم اومده بودن یهویی جونگ کوک دستم رو کشید و گفت
جونگ کوک : باهام برقص
من:نمیخوام
جونگ کوک :مطمئنی؟
من:اره مثلا میخوای چی کار کنی؟؟
جونگ کوک : هیچی...
انقدر گفت که رفتم باهاش رقصیدم
مهمونی که تموم شد رفتم خونه از خستگی نفهمیدم کی خوابم برد صبح که بیدار شدم
ادامه دارد.....
لایک 20
کامنت ۱۰
بازنشر ۴
#پارت ۳
یکم بعد بهم زنگ زد و گفت بیا پایین وقتی رفتم گفت
جونگ کوک : چقدر خوشگل شدی
من:ممنون
سوار ماشین شدیم وقتی رفتیم تو همه برگشتن به من نگاه می کردن ب گفته ی جونگ کوک خیلی خوشگل شده بودم
حتی جیسو، رزی و جنی هم اومده بودن یهویی جونگ کوک دستم رو کشید و گفت
جونگ کوک : باهام برقص
من:نمیخوام
جونگ کوک :مطمئنی؟
من:اره مثلا میخوای چی کار کنی؟؟
جونگ کوک : هیچی...
انقدر گفت که رفتم باهاش رقصیدم
مهمونی که تموم شد رفتم خونه از خستگی نفهمیدم کی خوابم برد صبح که بیدار شدم
ادامه دارد.....
لایک 20
کامنت ۱۰
بازنشر ۴
- ۴۲۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط