{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم رخ خوب گلشنی را

دیدم رخ خوب گلشنی را
آن چشم و چراغ روشنی را

آن قبله و سجده گاه جان را
آن عشرت و جای ایمنی را

دل گفت که جان سپارم آن جا
بگذارم هستی و منی را

جان هم به سماع اندرآمد
آغاز نهاد کف زنی را

عقل آمد و گفت من چه گویم
این بخت و سعادت سنی را

این بوی گلی که کرد چون سرو
هر پشت دوتای منحنی را

در عشق بدل شود همه چیز
ترکی سازند ارمنی را

ای جان تو به جان جان رسیدی
وی تن بگذاشتی تنی را

یاقوت زکات دوست ما راست
درویش خورد زر غنی را

آن مریم دردمند یابد
تازه رطب تر جنی را

تا دیده غیر برنیفتد
منمای به خلق محسنی را

ز ایمان اگرت مراد امنست
در عزلت جوی ایمنی را

عزلت گه چیست خانه دل
در دل خو گیر ساکنی را

در خانه دل همی رسانند
آن ساغر باقی هنی را

خامش کن و فن خامشی گیر
بگذار تو لاف پرفنی را

زیرا که دلست جای ایمان
در دل می دارمؤمنی را
دیدگاه ها (۱۰)

آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیمگرد غریبان چمن خیزید ت...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

طنز : پیغام گیر تلفن شعرا !!! ارسال در تاريخ سه شنبه دهم تیر...

پیغام گیر بزرگان :پیغام گیر سعدی:از آوای دل انگیز تو مستمنبا...

👈 پیغام گیر شعرای بزرگ ایران 📖 از اشعار زیبای شعرای بزر...

اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است.اکنون علی باید در ...

اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است.اکنون علی باید در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط