{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند / تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست / نه در آن لحظه که افتاد و شکست . . .
دیدگاه ها (۱)

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنیو...

یادش بخیر اون زمان میگفت نفسمی ، بدون تو نمیتونم …حالا خودش ...

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشتخوشحالم...

گفتی شتاب رفتن من از برای توست / آهسته تر برو که دلم زیر پای...

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط