{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت''
دیدگاه ها (۳)

امروز را شروع کن به لطفومهر الهی🌸 🍃 یارب تو در این صبح طلایی...

‌‌ﺍِجبار نمے ڪُنَم بہ دادَم بِرسےهَرچَند نمانده ازفَراقت نَف...

حیات فانیاؤلوم آنیبیر #گۆن.آیدین دئسَن نه اوْلور یانی؟🌞 گۆن...

عصرتون سرشار از عشق و محبت🙏 🌹 دوستان عزیزم ممنون از همراهی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط