{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با درودی به خانه می آیی و

با درودی به خانه می آیی و
با بدرودی
خانه را ترک می گویی
ای سازنده!
لحظه ی ِ عمر ِ من
به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست:
این آن لحظه ی ِ واقعی ست
که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد.
شاملو
دیدگاه ها (۴)

کسی رادیدم جوانیش شانه لای موهایش گیرنمیکرد کسی که آرزوداشت ...

سه آرزوی قشنگ عاشقانه: بی من نباشی بی تو نباشم بی هم نباشیم

دعا نمیکنم که بیایی میدانم که آمدنت حتمیست... فقط دعا میکنم ...

...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

🖤 گاهی عشق، رسیدن نیست… نرسیدن است!بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ما...

جزء الذی لایتجزی

« هم عشقمی هم رفیقمی »روایتِ رابطه ای ست که در آن عشق فقط به...

پارت۲

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط