{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او مرا دیوانه کرده...

او مرا دیوانه کرده...
او مرا عاشق کرده...
او بر این چشمان بی احساس برق شادی زده...
او مرا گیج کرده...
او مرا از هیولا به یه مجنون تبدیل کرده...
ولی مجنون بی لیلی نمی ماند در آن داستان...
اما او ، «آن» داستان است نه «این» داستان...
در این داستان مجنون تنهای تنها مانده...
ولی لیلی دگر عشق دیگری را داره...


شبتون خوش 🌌🤍
دیدگاه ها (۸)

یه مدتم این چالشو با یه بنده خدایی میرفتم🌚🫁✨

چقد قشنگ نوشته بود:او دریای آرامش بود که صدف های مشکلاتش را ...

فک کنید همین فردا میمیرم...چی بهم میگفتین؟

چرا من پسرم؟🤧💔😂

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

این بخش راجع به دانه ی عشق تاریک است که چی هست و چه کار کرد بیشتر توضیح است خواستی بخون نخواستی نخون

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط