{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همدل ممهربانم سلام

همدل ممهربانم سلام
بیا وببین که:
قایقی ساخته ام..
جنسش از راز و نیاز
بادبانش از صبر، دکلش از ایمان
در شبی مهتابی
سفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغاز
دل به امواج بلا خواهم داد...
اگرم ساز مخالف زند و باد به همراهی طوفان
خواهد
که مرا منصرف از راه کند
راه بیراهه کند، مضطر و درمانده کند....
باکی نیست
من به همراه٬ دعایی دارم
و به دل٬ قطب نمایی دارم
و اگر در طی راه،،
به عنادی شکند زورق امید مرا گردابی....
باز اندوهی نیست
بازوانی دارم
میزنم آب و شنا می کنم و میدانم
که «« خدایی »» دارم
که اگر خسته شدم دست گیرد بی شک
و به ساحل برساند به یقین
همدل دعاگوی من صبح زیبایت بخیر وتوأم با شادمانی.
دیدگاه ها (۶)

گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدم من در آن بیخبری ماند...

گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشت…اینکه من را تاکجاها می ب...

دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است ...ببار ای آس...

ﺑﯽ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺷﺒﺎﯼ ﺑﯽ ﺳﺘﺎﺭﻩﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺑ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط