{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب را به گردنم انداختند

طناب را به گردنم انداختند
گفتند :آخرین آرزویت؟

گفتم :دیدن عشقم...

گفتند :خسته است، تا صبح برایت طناب بافته!
دیدگاه ها (۹)

#یاسر#درخواستی

#محمد#درخواستی

#درخواستی#محمد

#هه

گفتند اورا توصیف کن ؛گفتم : اوجان می دهد به تن خسته ی من

شعرخوانی میلاد عرفان پور

پارت اول تنها شرور ویو ا.ت تو خواب نازم بودم که یک صدایی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط