حکایت عشق من و تو،
حکایت عشق من و تو،
حکایت "قهوه" ایست
که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم....
که با هرجرعه، بسیار اندیشیدم که
این طعم را دوست دارم یا نه ؟!...
و آنقدر گیر کردم
بین دوست داشتن و نداشتن
که انتظار تمام شدنش را نداشتم !...
و تمام که شد،
فهمیدم باز هم قهوه میخواهم...
حتـــــے تلخ تلخ...
حکایت "قهوه" ایست
که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم....
که با هرجرعه، بسیار اندیشیدم که
این طعم را دوست دارم یا نه ؟!...
و آنقدر گیر کردم
بین دوست داشتن و نداشتن
که انتظار تمام شدنش را نداشتم !...
و تمام که شد،
فهمیدم باز هم قهوه میخواهم...
حتـــــے تلخ تلخ...
- ۱.۳k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط