{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خیس از بارون خونه رسیدم

وقتی خیس از بارون خونه رسیدم
برادرم گفت چرا با خودت چتر نبردی
خواهرم گفت خب صبر میکردی بارون بند بیاد
پدرم گفت حالا وقتی سرما خوردی میفهمی
اما
مادرم
همینطور که موهامو خشک میکرد گفت
امان از بارون بی موقع...
دیدگاه ها (۲)

سلام صبح بخیر...

آدما گاهی اوقات گریه می کنند نه بخاطر اینکه ضعیف هستند،به ای...

آتیشی که از بارون شروع شدprt 17ویوی ا. تتمام راه تا خونه، هی...

Part(4)

You drove me crazy about you...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط