{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون ک افکارم راهاله ای ازسکوت احاطه کرده است پناه وگرما

اکنون ک افکارم راهاله ای ازسکوت احاطه کرده است پناه وگرمای قلب ودستم نوازش لطیف برگ درختی است ک خزان اورامحکوم ب مرگی زیباکرده است؛مرگی ک سالهاست بامن آشناست!
مرگ پرنده ای زیبابرچنگال عقاب،مرگ پروانه ای رقصان ک میخاهدکام خودراازقطره های گداخته ی شمع سیراب کند!آری!
رویای من تشنه ی مردن است،تشنه ی عشق،تشنه ی محبت...!
پنجره ای شکسته ک تمام زیبایی هارادرخودپنهان کرده است
آری من انتهای عشقم،من مست شرابی هستم ک تنهانوش دارویی بیش نیست!
من بازمانده ی نگاهی هستم ک همچون تیغه ی آفتاب برقلب من چیره شده!
من محبوس زندانی هستم ک زندانبان آن سرابی بیش نیست!✔
دیدگاه ها (۱)

به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش. برای زندگی باتو پراز شوقم پ...

کاشکی یه روز با هم دیگه سوار قایق میشدیم؛دور از نگاه ادما هر...

ارزویم برای همهٔ شما دوستای مهربونم

غیر دلتنگی،مرا چون غنچه از دنیا چه سود؟
خوش گلستانی است باغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط