{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 3


ات : چ... چ.چی


جونگکوک:لازم به تکرار هست؟ فقط اینو بدون که تو الان مال منی خب و اگه از دست از پا خطا کنی دیگه این رو خوبم رو نمیبینی(پوز خند) 




ات : گمشو مردک بدبخت تو کی هستی که برای من تعین تکلیف کنی ها؟ ( زد توی کل جونگکوک با مشت) 



جونگکوک:(مشت ات رو تو دستش میگیره) واقعا میخوای بدونی من چه کاره ام؟ مطمعنم پشیمون میشی؟


ات : منو تهدید نکن مردیکه عوضی مثلا چه کاره ای ها؟ اصلا عرضه ای داری تو؟


جونگکوک سریع جلو اومد و گردن دختر رو گرفت محکم بوسه ای روی لب دختر گذاشت و تا  1 دقیقه ادامه داد 

که ات اونو محکم هل داد ولی تکون نخورد ولی چون جونگکوک متوجه شد که نفس ات داره بند میاد  ازش جداشد و تو صورتش زل زد و گفت


جونگکوک :  بیشتر از این ادامه نده تا کاری دستت ندادم



ات:... چرا داری اینکارو میکنی با من؟ (اشک میریزه و آروم میگه)



جونگکوک:(اشک ات رو پاک کرد و بی توجه به سوال ات ازش فاصله گرفت و گفت)


جونگکوک : داخل اون کمد پر از لباسه هرکدوم رو خواستی بپوش و بیا پایین شام آمادست  نگران نباش آسیبی بهت نمیزنم


... : ات
دیدگاه ها (۱)

Part 4ویو اتواقعا حالم خیلی بد بود این شک یهویی اعصابمو بهم ...

عشقم فالو بشه فیکش عالیه

بچه ها پارت یک و دو جابه جا اومد

Part 2با خودم لعنتی زیر زبون گفتم و تقریبا آروم زمزمه کردم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط