تو بد نیستی تو بینظری درست صحبت کن
[تو بد نیستی ...تو بینظری درست صحبت کن!]
وقتی داشت درمورد خودش چرت و پرت میگفت ..و تو؟؟
کریستوفر:کمیعقب میره ...از شوک کمی تعادلش رو از دست میده ..اما مطمئن باش نمیتونه از لب های کسی که خیلی وقته مخفیانه دوستشون داره بگذره!
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
مینهو:قلبش نرم میشه ...آروم میشه ، و دست از بی قرار بودن برمیداره ..چشماش رو میبنده و پشت
گردنت میگیره و تورو به خودش نزدیکتر میکنه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
چانگبین: بعد از بوسه سطحی ، با کسی که حتی فکرش هم نمیکرد روزی این اتفاق بیوفته ...اروم چشماش رو میبنده و بعد سرش رو روی پاهای معشوقش میذاره
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
جیسونگ: خوب شد که دهنش بسته شد ..چون واقعا باعث میشد آدم میگرن بگیره ..مطمئنن میتونید حدس بزنید بعد از این بوسه چی میشه ...هر روز خدا به این موضوع فکر میکنه تا لپ های کوفته مانندش از
خجالت سرخ به رنگ گوجه بشه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
هیونجین: آروم کمی به جلو خم میشه تا کامل لب های قلوه ایی مانندش رو به راحتی برای معشوقه اش در اختیار بذار ..خودش حرکتی نمیزنه ...
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
فلیکس : بنظرتون بوسه ایی که مخلوطی از یک شروع جدید و شوری اشک چه طوریه؟؟؟...
خب ..فکر کنم باید این سوال رو از فلیکس بپرسید ...
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋
جونگین : بدون حرکت اجازه میداد دختر جلوش از تشنگی لب هاش سیراب بشه و بعد بخاطر لجبازی که
داره دوباره چرت و پرت هاش رو شروع کنه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
سونگمین :مانند مجسمه ایی یونانی ، فقط جلوی دختر ایستاده بود ...کاری نمیکرد..حرفی نمیزد و خب این از یک درونگرا بعید نبود ..اما اینکه خودش رو تو بغل فرده روبه روش بندازه و هق هق گریه کنه بعید بود !
وقتی داشت درمورد خودش چرت و پرت میگفت ..و تو؟؟
کریستوفر:کمیعقب میره ...از شوک کمی تعادلش رو از دست میده ..اما مطمئن باش نمیتونه از لب های کسی که خیلی وقته مخفیانه دوستشون داره بگذره!
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
مینهو:قلبش نرم میشه ...آروم میشه ، و دست از بی قرار بودن برمیداره ..چشماش رو میبنده و پشت
گردنت میگیره و تورو به خودش نزدیکتر میکنه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
چانگبین: بعد از بوسه سطحی ، با کسی که حتی فکرش هم نمیکرد روزی این اتفاق بیوفته ...اروم چشماش رو میبنده و بعد سرش رو روی پاهای معشوقش میذاره
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
جیسونگ: خوب شد که دهنش بسته شد ..چون واقعا باعث میشد آدم میگرن بگیره ..مطمئنن میتونید حدس بزنید بعد از این بوسه چی میشه ...هر روز خدا به این موضوع فکر میکنه تا لپ های کوفته مانندش از
خجالت سرخ به رنگ گوجه بشه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
هیونجین: آروم کمی به جلو خم میشه تا کامل لب های قلوه ایی مانندش رو به راحتی برای معشوقه اش در اختیار بذار ..خودش حرکتی نمیزنه ...
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
فلیکس : بنظرتون بوسه ایی که مخلوطی از یک شروع جدید و شوری اشک چه طوریه؟؟؟...
خب ..فکر کنم باید این سوال رو از فلیکس بپرسید ...
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋
جونگین : بدون حرکت اجازه میداد دختر جلوش از تشنگی لب هاش سیراب بشه و بعد بخاطر لجبازی که
داره دوباره چرت و پرت هاش رو شروع کنه
▹ 𝆤࿙๋࿙࿚𖹭࿙࿚๋࿚𝆤.. ▹ 𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤
سونگمین :مانند مجسمه ایی یونانی ، فقط جلوی دختر ایستاده بود ...کاری نمیکرد..حرفی نمیزد و خب این از یک درونگرا بعید نبود ..اما اینکه خودش رو تو بغل فرده روبه روش بندازه و هق هق گریه کنه بعید بود !
- ۹.۸k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط