{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آتش تو فتاده جانم در جوش

از آتش تو فتاده جانم در جوش
وز باده تو شده است جانم مدهوش

از حسرت آنکه گیرمت در آغوش
هرجای کنم فغان و هر سوی خروش....
دیدگاه ها (۱۲)

قبله ڪَاهم را به سوے تو عوض ڪردم ولی توخودت درقبله ایی دیڪَر...

محتاج شـــراب میشـوم بعد ازتو با گــریه خراب میشـوم بعد ازتو...

شبانه های مرامیشود سحر باشی؟و میشود که از این نیزخوبتر باشی....

گوزلیم ڪاش بولَسَن عشقیوه دیوانہ منمیاندیریرسان منے هر گون ی...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

آمدم نفرین کنم آتش بگیری بی وفا🌸فکر آن "درد و بلای ...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط