{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: اما تو قلب رئوفی داشتی!

گفت: اما تو قلب رئوفی داشتی!
چه‌ بر سر قلبت آمده‌ که این‌طور سنگ شده است؟

گفتم:
"‏دیگر از قلبم سراغ مگیر، زیرا که درندگان پاره پاره‌اش کردند."
دیدگاه ها (۱)

همون لحظه که تو مشغول فراموش کردنشی،اون تازه یادش میوفته کهچ...

گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...راستش زور منِ خسته به طوف...

همینطوری حوصلم سر رفته بود گفتم یه شعری چیزی بنویسم این در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط