Who is wine?
سیلام سیلام💎🥺اینم پارت جدید
پارت ۳
ات دستشو از یقهی جونگکوک کشید و با عصبانیت گفت:
— غلط کردی منو بترسونی!
جونگکوک آروم ولی جدی جواب داد:
— نمیترسونمت. دارم نجاتت میدم.
ات پوزخند زد:
— از چی؟ از خودت؟
جونگکوک یه لحظه سکوت کرد. بعد نگاهشو برد ته کوچه.
— اون ماشینی که سه بار دنبالت اومد رو ندیدی؟
قلب ات یه لحظه کوبید.
اون حس تعقیب واقعی بود پس…
— چرا باید کسی منو تعقیب کنه؟
جونگکوک نزدیکتر شد.
— چون اشتباه بزرگی کردی.
— چی کار کردم من؟!
— امروز… تو حیاط… به تهیونگ بیمحلی کردی.
ات خندید.
— ببخشید مگه شاهزادهست؟
جونگکوک آروم گفت:
— نه. ولی نصف شهر زیر دستشه.
سکوت.
ات اولین بار بود که اسم «مافیا» تو ذهنش با چهرهی اون موتورسوار گره میخورد.
— داری چرت میگی.
جونگکوک مستقیم تو چشماش نگاه کرد:
— کاش چرت بود....
ادامه دارد...
خب خب اینم از شرایط:
۱۵ ❤لایک
۱۰🗨کامنت
بای بایییی
پارت ۳
ات دستشو از یقهی جونگکوک کشید و با عصبانیت گفت:
— غلط کردی منو بترسونی!
جونگکوک آروم ولی جدی جواب داد:
— نمیترسونمت. دارم نجاتت میدم.
ات پوزخند زد:
— از چی؟ از خودت؟
جونگکوک یه لحظه سکوت کرد. بعد نگاهشو برد ته کوچه.
— اون ماشینی که سه بار دنبالت اومد رو ندیدی؟
قلب ات یه لحظه کوبید.
اون حس تعقیب واقعی بود پس…
— چرا باید کسی منو تعقیب کنه؟
جونگکوک نزدیکتر شد.
— چون اشتباه بزرگی کردی.
— چی کار کردم من؟!
— امروز… تو حیاط… به تهیونگ بیمحلی کردی.
ات خندید.
— ببخشید مگه شاهزادهست؟
جونگکوک آروم گفت:
— نه. ولی نصف شهر زیر دستشه.
سکوت.
ات اولین بار بود که اسم «مافیا» تو ذهنش با چهرهی اون موتورسوار گره میخورد.
— داری چرت میگی.
جونگکوک مستقیم تو چشماش نگاه کرد:
— کاش چرت بود....
ادامه دارد...
خب خب اینم از شرایط:
۱۵ ❤لایک
۱۰🗨کامنت
بای بایییی
- ۵۹۹
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط