{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به هوای تازه ی زندگی ام

تقدیم به هوای تازه ی زندگی ام
آه ای ستوده!
جاودانگی را
تنها با تو می میرم
تنها با تو
از کابوس یاس سر برمی گیرم
بقا را
در وسعت آبادان آغوشت می جویم
و نفس را
در هوای تازه ی قصه هایت
تجربه می کنم...
پرده از تندیس بزرگ خورشید برگیر
این مزرعه ی باران خورده
آفتاب می خواهد... ...
دیدگاه ها (۱)

می چرخی در رگهایمتندتر نفس میکشمتازه تر از تازه..رهایی زیباس...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

در جیب هایت یک مشت امید بریز واز چوب لباس چند رویا بردارروی ...

من در عشق مردی که ساخته خیالاتم بود گم شده ام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط