دوستداران کوروش پاسخ می دهند
دوستداران کوروش پاسخ می دهند
متن تحریفی و دروغین:
کوروش پرستها هرگز به شما نخواهند گفت، بابل پیش از فتح کوروش، آبادترین و متمدن ترین سرزمین روی زمین بوده و کوروش حتی فناوری کتیبه نویسی را بلد نبوده و این کاتبان بابلی بودند که برایش کتیبه را نوشتند و لذا افتخار! آن متعلق به بابلی هاست و نه هخامنشی ها!
پاسخ:
تناقض گویی کوروش ستیزان جالب است. در متن قبلی کوروشستیزان طوری القا کردند که استوانه کوروش افتخاری ندارد و به کنایه نوشتهاند :«اینست منشور حقوق بشر»!!! حال افتخار استوانه کوروش را متعلق به بابلیها می دانند!!!! بهتر است ایران ستیزان دست از تناقض گویی بردارند و کمی مطالعه کنند تا انقدر گفتارشان تناقض نداشته باشد.
منظور از کوروش پرست را نمی دانیم ولی دوست داران کوروش خواهند گفت که بابل متمدن ترین سرزمین روی زمین بوده و در زمان کوروش و هخامنشیان هم این شکوه برقرارماند.
آثار باقی مانده در بابل از ادامه سنتهای بابلی در زمانهخامنشیان خبر میدهند. برای مثال میتوان اشاره کرد که در زمان پادشاهی اردشیر یکم، معبد ازگیلا، کماکان وظایف خود را انجام میداده است. منابعی از بابل در عصر هخامنشی باقی ماندهاند که میتوان به سالنامهای اشاره کرد که سال چهاردهم پادشاهی اردشیر سوم را در برمیگیرد همچنین متن مهم دیگر، توسط موزه بریتانیا منتشر شده است که مربوط به بازسازی معبدی در بابل است. منابع ستارهشناختی را نیز نباید از قلم انداخت. قدیمیترین زایچه یا طالعبینی مربوط به اواخر سدهی پنجم پیش از میلاد است یعنی دقیقاً در زمان تسلط هخامنشیان. اسناد بازرگانی نیز در کل زمان تسلط هخامنشیان بر بابل در این ناحیه دیده میشوند.
شکوه بابل تا آخر شاهنشاهی هخامنشی ادامه یافت. درباره فتح بابل توسط الکساندر، مورخین غربی چنان از شکوه بابل میگویند که گویا شگفت زده شده اند. البته حق هم داشتند چرا که شاید بابل شکوه مندترین شهر جهان بوده است. نمونه بارز این موضوع، گفته کویینتوس کورتیوس روفوس، مورخ رومی است که ورود الکساندر به بابل را تشریح می کند.
همچنین گویا کوروش ستیزان حتی یک بار هم استوانه کوروش را نخواندهاند و نمیدانند که در استوانه کوروش، بابلی ها رفتار و سخنان کوروش بزرگ گزارش می کنند!! دقیقا چه افتخاری متعلق به بابلیهاست؟! اینکه بابلیها کوروش را ستایش کردند افتخار برای بابلیهاست؟ باز هم باید گفت که تناقض گوییهای خنده دار کوروشستیزان در نوع خود جالب است.
در واقع این نکته مثبتی برای کوروش و هخامنشیان است که دیگر اقوام و ملل اینگونه آنها را ستایش کردهاند و میتوان گفت باعث افتخار ایرانیان است.
این کوروش ستیزان گویا نمیدانند که کتیبههای پارسی باستان هم از زبان کوروش باقی مانده است و البته این موضوع که ایرانیان فناوری نوشتن را از بینالنهرین آموختند باز هم باعث میشود به هخامنشیان افتخار کنیم چرا که از فناوریهای آن روزگار استفاده کردند و با خردمندی آن را گسترش دادند. این در حالی است که همان بابلیها به کوروش افتخار میکردند و با جان و دل فرمانروایی او را پذیرفتند.
با همه این اوصاف نباید فراموش کنیم که تمدن بین النهرین از سالیان سال پیش از کوروش تحت تأثیر تمدنهای فلات ایران از جمله تمدن جیرفت بودند و چه بسی نگارش از تمدنهای فلات ایران به بین النهرین راه یافته باشد. برای مثال در اسناد سومری از تبادلات هنری با مناطقی از فلات ایران سخن به میان آمده است. مدارک فراوان باستانشناختی نشان میدهد که از هزاره چهارم ق.م روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیوستهای میان دولت-شهرهای سومری و حکومتهای موجود در بخشهای شرقی و شمال شرقی ایران برقرار بوده است. روابط فرهنگی و سیاسی از طریق متون بین النهرینی، به ویژه متن مشهور
«انمر کار و فرمانروای ارتّ» تأیید شده است (مجیدزاده، ١۳۸۷: ص ١۲۸).
اکنون شواهد و مدارک گوناگون، از جمله منابع خط میخی از بینالنهرین آشکارا نشان میدهد که خاستگاه بخش چشمگیری از هنر سومری، جنوب شرق ایران، یعنی استان کرمان بوده است.
نوشتار اصلی:
http://kheradgan.ir/?p=15062
خردگان (http://kheradgan.ir/)
متن تحریفی و دروغین:
کوروش پرستها هرگز به شما نخواهند گفت، بابل پیش از فتح کوروش، آبادترین و متمدن ترین سرزمین روی زمین بوده و کوروش حتی فناوری کتیبه نویسی را بلد نبوده و این کاتبان بابلی بودند که برایش کتیبه را نوشتند و لذا افتخار! آن متعلق به بابلی هاست و نه هخامنشی ها!
پاسخ:
تناقض گویی کوروش ستیزان جالب است. در متن قبلی کوروشستیزان طوری القا کردند که استوانه کوروش افتخاری ندارد و به کنایه نوشتهاند :«اینست منشور حقوق بشر»!!! حال افتخار استوانه کوروش را متعلق به بابلیها می دانند!!!! بهتر است ایران ستیزان دست از تناقض گویی بردارند و کمی مطالعه کنند تا انقدر گفتارشان تناقض نداشته باشد.
منظور از کوروش پرست را نمی دانیم ولی دوست داران کوروش خواهند گفت که بابل متمدن ترین سرزمین روی زمین بوده و در زمان کوروش و هخامنشیان هم این شکوه برقرارماند.
آثار باقی مانده در بابل از ادامه سنتهای بابلی در زمانهخامنشیان خبر میدهند. برای مثال میتوان اشاره کرد که در زمان پادشاهی اردشیر یکم، معبد ازگیلا، کماکان وظایف خود را انجام میداده است. منابعی از بابل در عصر هخامنشی باقی ماندهاند که میتوان به سالنامهای اشاره کرد که سال چهاردهم پادشاهی اردشیر سوم را در برمیگیرد همچنین متن مهم دیگر، توسط موزه بریتانیا منتشر شده است که مربوط به بازسازی معبدی در بابل است. منابع ستارهشناختی را نیز نباید از قلم انداخت. قدیمیترین زایچه یا طالعبینی مربوط به اواخر سدهی پنجم پیش از میلاد است یعنی دقیقاً در زمان تسلط هخامنشیان. اسناد بازرگانی نیز در کل زمان تسلط هخامنشیان بر بابل در این ناحیه دیده میشوند.
شکوه بابل تا آخر شاهنشاهی هخامنشی ادامه یافت. درباره فتح بابل توسط الکساندر، مورخین غربی چنان از شکوه بابل میگویند که گویا شگفت زده شده اند. البته حق هم داشتند چرا که شاید بابل شکوه مندترین شهر جهان بوده است. نمونه بارز این موضوع، گفته کویینتوس کورتیوس روفوس، مورخ رومی است که ورود الکساندر به بابل را تشریح می کند.
همچنین گویا کوروش ستیزان حتی یک بار هم استوانه کوروش را نخواندهاند و نمیدانند که در استوانه کوروش، بابلی ها رفتار و سخنان کوروش بزرگ گزارش می کنند!! دقیقا چه افتخاری متعلق به بابلیهاست؟! اینکه بابلیها کوروش را ستایش کردند افتخار برای بابلیهاست؟ باز هم باید گفت که تناقض گوییهای خنده دار کوروشستیزان در نوع خود جالب است.
در واقع این نکته مثبتی برای کوروش و هخامنشیان است که دیگر اقوام و ملل اینگونه آنها را ستایش کردهاند و میتوان گفت باعث افتخار ایرانیان است.
این کوروش ستیزان گویا نمیدانند که کتیبههای پارسی باستان هم از زبان کوروش باقی مانده است و البته این موضوع که ایرانیان فناوری نوشتن را از بینالنهرین آموختند باز هم باعث میشود به هخامنشیان افتخار کنیم چرا که از فناوریهای آن روزگار استفاده کردند و با خردمندی آن را گسترش دادند. این در حالی است که همان بابلیها به کوروش افتخار میکردند و با جان و دل فرمانروایی او را پذیرفتند.
با همه این اوصاف نباید فراموش کنیم که تمدن بین النهرین از سالیان سال پیش از کوروش تحت تأثیر تمدنهای فلات ایران از جمله تمدن جیرفت بودند و چه بسی نگارش از تمدنهای فلات ایران به بین النهرین راه یافته باشد. برای مثال در اسناد سومری از تبادلات هنری با مناطقی از فلات ایران سخن به میان آمده است. مدارک فراوان باستانشناختی نشان میدهد که از هزاره چهارم ق.م روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیوستهای میان دولت-شهرهای سومری و حکومتهای موجود در بخشهای شرقی و شمال شرقی ایران برقرار بوده است. روابط فرهنگی و سیاسی از طریق متون بین النهرینی، به ویژه متن مشهور
«انمر کار و فرمانروای ارتّ» تأیید شده است (مجیدزاده، ١۳۸۷: ص ١۲۸).
اکنون شواهد و مدارک گوناگون، از جمله منابع خط میخی از بینالنهرین آشکارا نشان میدهد که خاستگاه بخش چشمگیری از هنر سومری، جنوب شرق ایران، یعنی استان کرمان بوده است.
نوشتار اصلی:
http://kheradgan.ir/?p=15062
خردگان (http://kheradgan.ir/)
- ۴.۹k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط