{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا بهترین دوست

♧ عشق یا بهترین دوست ♧


پارت ۲


داشتیم حرف میزدیم که یهو هانا اومد تو اتاق و گفت

*بیاید بریم بیرون جنگلو بگردیمممم

_ فردا بریممم

× کوک زدحال نزن

_ ته حوصله ندارم

* ا.ت هم نمیاددددد تو بیا دیگهههه

_ حوصله ندارم ولم کنین دوتایی برین

× باش هانا بیا دوتایی بریم

* باش

، خب این دوتا رفتن،

_ ا.ت

+ بله؟

_ بیا اتاقم یه چیزی نشونت بدم

+ چی میخوای نشون بدی ؟

_ بیا بهت میخوام یه چیزی نشون بدمممم

+ من تو اتاق تو نمیام

_ چیه نکنه فکر کردی میخوام بکنمت؟

+ خفه بابا پسره ی هیز

_ درست حرف بزنا وگرنه...

+ وگرنه چی میشه؟

_ میکنمت

+ گمشو بابا

_ از این نمیترسی که با یه پسر توی خونه تنهایی

+ نه چرا باید بترسم

_ اینقدر به خودت اطمینان داری؟

+ اره

_ ، از اونجا که ا.ت رو کاناپه نشسته بود کوک رفت ا.ت رو خوابوند رو کاناپه و روش خیمه زد ،

+ چیکار میکنی بلندشوووووو

_ گفتی نمیترسی والا معلوم نیس چند بار زیر ته خوابیدی نترس توت خالی نمیکنم

+ چی داری میگیییییی

_ نکنه باکره ای؟

+ به تو چههههه بلندشو از روم

_ بابا یه رانده دیگه

+ ولم کن من نمیخوام دخترونگیمو از دست بدم

_ اوووووو پس باکره ای

+....


شرطا

لایک:۱۶
کامنت: ۱۶

بچه ها اگه بد شده بگیددد اخه خیلی کم حمایت میکنین
دستم خورد پاک شددد
دیدگاه ها (۳۰)

⋆。‧˚ʚ🍓ɞ˚‧。⋆

بعلهههههه @jeon_elsa

🥲

♧ عشق یا بهترین دوست ♧پارت ۱ویو ا.تامروز قرار بود که با ته ت...

پارت ۶ عشق بی عیب

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط