عاشق یه مافیا شدمpart

عاشق یه مافیا شدم(part27)

*ته ویو
اون اون منو بوسیددددد
همینجور منو میبوسید منم توی شوک بودم
_چرا همکاری نمیکنی
:چی چیز شوک شدم اخه میدونی چیه..
دیدم یهو انگشت اشارشو گذاشت روی لبم
_هیششش باشه
میخواست باز ببوسه که من زودتر لبامو گذاشتم رو لباش
همینجور لبای همو میخوردیم داشتم لذت میبردم احححح
*ا/ت ویو
خاک بر سرت اخه این فکر از کجا به سرت زد گفت نقش بازی کن ولی نه در این حد اه گند زدم
اصلا لذت نمیبردم اه اه چندش
من فقط از بوسیدن لبای کوک لذت میبرم
همینجور میبوسید داشت منو میبرد سمت تخت که من دیگه از لباش جدا شدم
:چیشد
_هیچی
:بیا ادامه بدیم
_چی نه الان لطفا فقط در حد بوسیدن باشه هوم؟
:هوفف باشه
_ناراحت نشو دیگه ته ته
:ته ته
_از اسم جدیدت خوشت اومد؟
:ا.اره
_دوست دارم ته ته‌ام
:من بیشتر کوچولو
همیشه کوک منو کوچولو صدا میزنه نه کسه دیگه ای اهههه کوک خواهش میکنم زودتر بیا خواهش میکنم دلم برای بوسیدنت، بو کردنت، بغل کردنت، برای صدات تنگ شده..
ادامه دارد...
شرطا:
۵۰ لایک
۵۰ کامنت✨
دیدگاه ها (۸۴)

عاشق یه مافیا شدم(part28)*سوم شخص روزها همینطور میگذشت و ا/ت...

اعی جانوم🌚

کسی هست روی این کراش نباشههههههههه😭🌸

عاشق یه مافیا شدم(part۲۶)*ته ویویه لحظه شوک شدم واتتتتتت :ا/...

آبنبات تلخ

پسر کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط