تلخ است حال که می دانم

تلخ است حال که می دانم
او که
خسرو شهر می خواندم
فقط شیرین بود
"زبان اش

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۹)

خدا گاهی به خود افرین می گویدمثلاروزی که افریدچشمانت را#امیر...

منم ان شکارچی که از نازکی دلکمان شکست تا زخم شکارش بندد#امیر...

من از باد عطر تو رااز شانه موی تو رااز باران یاد تو را من از...

‌قاضیا! حین قضاوت سوی چشمانش نِگرجرم من بـالاست یا زیبایی چش...

عصر است...مرا مهمان کن!به فنجانی قهوه ی تلخ از چشمانت،و چند ...

دنیا را سخت نگیرید برای اینکه...زمینی که امروز روی آن قدم می...

دنیا را سخت نگیرید برای اینکه...زمینی که امروز روی آن قدم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط