{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتنت رفتن جان‌ست کمی حوصله کن

رفتنت رفتن جان‌ست کمی حوصله کن
آتشی بر دو جهان‌ست کمی حوصله کن

ماه بیرون زده گاهی به تماشا بنشین
عشق بی‌پرده عیان‌ست کمی حوصله کن

چشم تو چشمهٔ عشق‌ست و نگاهت چون رود
رود عشق تو روان‌ست کمی حوصله کن

خنده‌ بر روی لبت باز قیامت کرده
دلم از عشق نشان‌ست کمی حوصله کن

باورم نیست که من عاشق چشمت شده‌ام
عشق هم سرّ نهان‌ست کمی حوصله کن

هر کجا پا بنهی دلبری آغاز شود
مهر تو در دل و جان‌ست کمی حوصله کن

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

صبح بی‌سوی چشمان تو،نگاهم از هر سلامی خالی‌ستارس آرامی

بندبند بدنت واژه به واژه غزل ستگردهم آمده‌اند گویی شبی شاعره...

آب منم تاب منم، شاعر مهتاب منمشور تویی شعر تویی، عاشق بی‌تاب...

إنّي اَعوذُ بِكَ!... به دو چشمان کافرت!ای تنها مَفر و مأمن!...

پارت ۱۵:بیمار، درمان، پرستار"و من هربار آرزو کردم که ای کاش ...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط