{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهاے تو

چشمهاے تو
میراث مادرت حوّاست..
نڪَاه تو
راز هبوطِ آدم..

حوّا ڪہ سیب ممنوعہ را خورد,
چشمهایش
آتشی شد و
بجاڹ بشر افتاد...
دیدگاه ها (۱)

آهای حاکم....در این بازی دیگــــر حڪمِ دڸ نڪڹ مــــــڹ نه آس...

سرنوشت عشق ما انگار بے فردائےاستخستہ ام از این مسیــــرے ڪان...

عصرتوڹ بہ زیبایی ڪَڸقلبتوڹ بہ زلالی ابو ڪارهاے روزمره‌توڹ رو...

امروز را شروع کن به لطفومهر الهییارب تو در این صبح طلایینظری...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۶دو روز گذشت.تهیونگ برای یک جلس...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط