به جنگ که فکرمیکنم

به جنگ که فکرمیکنم
زخمی میشوم.
به کویرکه فکرمیکنم
تَرَک برمیدارم
به آسمان که فکرمیکنم
پایین می افتم
وهروقت به جنگل می اندیشم
گله ای ازگوزن هاازرویم ردمیشود
جرأت فکرکردن به توراندارم
"دریا"نام عمیقی برای یک معشوقه است
ومن
هیچوقت شنا کردن بلد نبوده ام
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ،ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮ...

مـن . . .مـرا که میشناسـی !کسـی شبیه هیچکَـــس ، ،کمــی لا ب...

بوسه هایم راازموهایت شروع میکنممیخواهم چون پیچکیحریصانه به ا...

"انار زیبای من "تو نخندی با این اسم بلاتکلیفمچه کنم؟اکنون کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط