{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمم وصف تو بر روی ورق برخیزد

قلمم وصف تو بر روی ورق برخیزد
خواهند در ره تو شعر تری انگیزد

چند روزیست که در کار تو من بیدارم
خواهد از دیده من خواب دگر بگریزد

آدم زنده نبینم بشود یافت به شهر
لحظه ای موی تو با باد اگر آمیزد

همه دانند که جان از کفشان خواهی برد
لیک از فتنه تو هیچ کسی نگریزد

شیخ شهر از رخ زیبای تو توبه بشکست
گفته از مسجد و تسبیح دگر پرهیزد

جز دو آبروی کمانت اگرت نیست سلاح
حاکم شهر نشد با تو همی بستیزد

گر بخواهی قدمی مجلسشان بگذاری
زر و گل زیر قدمهای تو او می ریزد

حلقه ای گر بنهی گوش "غنی" ترسش نیست
حاضرست تا به ابد گوش خودش آویزد
دیدگاه ها (۳)

می شکفد خنده ها ... در نَفَس ناز صبحبا تو تماشا کنیم ... مژد...

کلبه کوچک قلبم تا ابد خانه ی توستاشک من هرشب در خلوت خویش به...

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

:-D

بهرام صادقی

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

عیوای 💀𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲,...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط