سناریو
وقتی عضو نهمی و خونتون آتیش میگیره و اونجا بیهوش میشی و اعضا تورو یادشون میره و از خونه میرن بیرون...و آتشنشانی با سوخته گیه ٪۷۰ پیدات میکنن
چان :
از اینکه اونجا تورو یادش رفته مثل چی پشیمونه و همش گریه میکنه
لینو :
اون فکر میکرد تورو نجات داده و دست تو توی دستاشه اما فهمید اون هان بوده
چانگبین :
براش غیر قابل باور بود که تورو فراموش کرده...
هیون :
وقتی فهمید تو باهاشون نیستی شروع کرد جیغ کشیدن و به گریه افتاد
هان :
اون میخواست نجاتت بده...
ولی خودشم باتو گیر کرد...
فیلیکس :
تمام تلاششو کرد که بتونه وارد خونه بشه...اما نتونست و مجبور شد وایسه تا آتشنشانی بیاد....
سونگمین :
از پنجره ی اتاقت تونست بیاد تو و بکشتت بیرون...ولی دیر رسید
جونگین :
همین که فهمیدن سریع به آتشنشانی و آمبولانس زنگ زد
iris
چان :
از اینکه اونجا تورو یادش رفته مثل چی پشیمونه و همش گریه میکنه
لینو :
اون فکر میکرد تورو نجات داده و دست تو توی دستاشه اما فهمید اون هان بوده
چانگبین :
براش غیر قابل باور بود که تورو فراموش کرده...
هیون :
وقتی فهمید تو باهاشون نیستی شروع کرد جیغ کشیدن و به گریه افتاد
هان :
اون میخواست نجاتت بده...
ولی خودشم باتو گیر کرد...
فیلیکس :
تمام تلاششو کرد که بتونه وارد خونه بشه...اما نتونست و مجبور شد وایسه تا آتشنشانی بیاد....
سونگمین :
از پنجره ی اتاقت تونست بیاد تو و بکشتت بیرون...ولی دیر رسید
جونگین :
همین که فهمیدن سریع به آتشنشانی و آمبولانس زنگ زد
iris
- ۸.۸k
- ۰۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط