{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی غمگین،شبی بارانی و سرد،مرا در غربت فردا رها کرد،دلم د

شبی غمگین،شبی بارانی و سرد،مرا در غربت فردا رها کرد،دلم در حسرت دیدار او ماند،مرا چشم انتظار کوچه ها کرد،تمام هستی ام بود و ندانست،که در قلبم چه آشوبی به پا کرد.
و او هرگز شکستم را نفهمید،اگرچه تا ته دنیا صدام کرد
دیدگاه ها (۱)

کسـے چه میـےدانـــــــــــــــدمن امــــــــــــــــروزچنـــ...

بر روی زمین قدم میزنماماحواسم به هوایی است که تو در آن نفس م...

نیمه ی گمشده من بی بهونه مال من باش.من بیادتو میمونم توفقط ع...

ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوستما طالب مرگیم ولی در طلب دوس...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

★چشم‌ها دروغ نمیگن؟...P¹(End)این چند روز نادیده گرفته میشدم....

«نگاه ممنوعه »**Part 14 — The Last Thing She Left Behind** ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط