{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو کودکان سالخورده ای بودیم

من و تو کودکان سالخورده ای بودیم
که فکر می کردیم عشق
پروانه ای در میان انگشت هایمان است
که هر گاه مشتمان را به رویش وا کنیم
دوباره بر دست‌هایمان خواهد نشست...
من و تو
فرصتِ زندگیِ هم بودیم
ما
همدیگر را از دست داده ایم...
دیدگاه ها (۱)

مردی که دهان دارداما حرف نمی زندلب دارداما نمی بوسدمردی که ب...

پ ن: م. خ !

😓 😓 😓

گاهی فکر می‌کنیم در این هیاهوی دنیا تنها مانده‌ایم؛اما حقیقت...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط