#مینویسم با اینکه هیچوقت نخواهی خوند

#مینویسم با اینکه هیچوقت نخواهی خوند
بدون دلم خیلی تنگه
خیلی روزا میان که خاطراتمون رو مرور میکنم...
نمیدونم، شاید انقدر درگیر زندگی باشی که وقتی برای فکر کردن نداشته باشی
اما من
لابه‌لای این شلوغی‌ها
نشستم و فقط به تو فکر میکنم
به این که اگر مونده بودی چی می‌شد
به اینکه چرا بیشتر کنارت نبودم...
هنوز که هنوزه نمیدونم چرا رفتی
هنوز پر از سوالم...
هنوز حسرت یه بار اتفاقی دیدنتو دارم...
واقعیت اینه که جامونده‌ترین آدم این قصه‌ام
دیدگاه ها (۳۶)

لانای زیبام،الان که دارم اینو مینویسم،به تمام خاطره هایی که ...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

ترجمه‌ ‌صحبت‌های لینو ::"🐰:: سلام من لینو از استری کیدز هستم...

The last part_چون نباید کسی بدون اجازه بهت نزدیک می‌شد.. قلب...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

سناریو ناگی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط