میشود پشـــــت نگاهی راز پنـــــــهان کرد و رفت
میشود پشـــــت نگاهی راز پنـــــــهان کرد و رفت
بیت ناب بوسه ها را گفـــــــت و دیوان کرد و رفت
میشود با جنبــــــــش یک روســـــــری در باد هم
نظم موج آب دریــــــــا راپریشـــــــــــان کرد و رفت
میتوان دامن تکان داد و نسیمی ســــــــاخت یا..
روی یک پا چرخ زد تا اینکه طـــــــــوفان کرد و رفت
یا که نه ...با تَق تَقِ کفشی میان شـــــــــهر خود
بر علیه هر چه هست و نیست عصیان کرد و رفت
میشود با چتر آبی رنــــگ شـــکل آســــــــــــــمان
ابرهـــارا در شــــــبی دلتــــنگ بـــــاران کرد و رفت
اخم کرد و گوشه ای ساکت نشســت و بغض کرد
با همین شیوه بهاری را زمســـــــــتان کرد و رفت
بیت ناب بوسه ها را گفـــــــت و دیوان کرد و رفت
میشود با جنبــــــــش یک روســـــــری در باد هم
نظم موج آب دریــــــــا راپریشـــــــــــان کرد و رفت
میتوان دامن تکان داد و نسیمی ســــــــاخت یا..
روی یک پا چرخ زد تا اینکه طـــــــــوفان کرد و رفت
یا که نه ...با تَق تَقِ کفشی میان شـــــــــهر خود
بر علیه هر چه هست و نیست عصیان کرد و رفت
میشود با چتر آبی رنــــگ شـــکل آســــــــــــــمان
ابرهـــارا در شــــــبی دلتــــنگ بـــــاران کرد و رفت
اخم کرد و گوشه ای ساکت نشســت و بغض کرد
با همین شیوه بهاری را زمســـــــــتان کرد و رفت
- ۲۴۴
- ۱۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط