{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
#خون_گریه

اشک محرّم و صفرم جای خود ، ولی
خون گریه رابرای«حسن جان»گذاشتم
دیدگاه ها (۳)

حالم چنان بد است که تنها علاج مـندرنسخه های پنجره فولاد مشهد...

به دُور شمع پر حرارتی که عاشق استسوختن پروانه ی بیچاره تماشا...

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم      لطفی اگر نبود مسلمان نم...

آذر ، به سیم آخر زد..پائیزی بودنش را فراموش کردو شیفته بهمن ...

اندر تنِ من ..جان و رگ و خون؛همه اوست'چیست دریا؟چشم پر از اش...

آقا جان… شهیدِ ما، رهبرِ ما…آقای سید حسن نصرالله…آقای سید اب...

گاهی فقط یه جرقه لازمه تا بغضِ پشتِ نقابِ روزمرگی بشکنه و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط