{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقا

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقا
من دلم تنگ شده تنگ، کجایی آقا

همه دارند به تنهایی من میخندند
به همه گفته ام این جمعه می آیی آقا

وقت و بی وقت هوای همه کردم جز تو
کاش میخورد دلم با تو هوایی آقا

بیشتر از همه دنبال من و کار منی
من کیم دربدِر بی سر و پایی آقا

به خدا معترفم نوکر بد یعنی من
آمدم بر درت ای شاه گدایی آقا

تو فقط ناز بکش، اخم کنی میمیرم
یار و غمخوار من زار شمایی آقا

امتحان کردی و شرمنده شدم پیش حسین
من ندارم بخدا خرده حیایی آقا

مادرت واسطه باشد همه را می بخشند
قبل آنکه ببری کربلایی آقا

کاش میشد که در این شعر زبان میشد لال
فاطمه باز دلش ریخت اذان گفت بلال
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

پارت 1چشمانم را گشادم اھہ چرا فاز کتابی گرفتم بلند شدم ی نود...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقامن دلم تنگ شده تنگ، کجایی آقاهمه د...

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقامن دلم تنگ شده تنگ، کجایی آقا همه ...

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقامن دلم تنگ شده تنگ، کجایی آقا همه...

#نیمه_شعبان #اللهم_عجل_لولیک_الفرج وقت و بی وقت هوای همه کرد...

اللهم_عجل_لولیک_الفرج وقت و بی وقت هوای همه کردم جز توکــاش ...

#بریده_کتاب...روباه آه‌کشان گفت: همیشهٔ خدا یک پای بساط لنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط