{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گل می نشست

به گل می نشست
و اتاق پر میشد از
شکوفه های رنگین شعر و خاطره

چگونه بگویم وقتی تو میخندی
دیدگاه ها (۱)

شکوفه های فرفری سیب و گیلاس چشم گشوده بودند ،که روز اول آمد،...

تو نیستی که ببینی ،چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریستچگونه ع...

دلم عاشقی بابوی یاسدلم زندگی به رنگینی پامچالدلم مهری به نرم...

سالها باغ لبانم به تو خوش بود.. اماعاقبت حاصل لبخند تو گیلاس...

شاهرخ با برج عاج قصه خیلیهامون رو خونده

بزار تو حال خودم باشم 💭 :کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریت...

🌸 سلام، صبح‌تون بخیر 🌸اولین روزِ هفته‌تون پر از آرامش، امید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط