{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«خوآن بره‌وا»

«خوآن بره‌وا»




غول‌آسا پیکری داشت و
و کودکانه صدایی.

هیچ چیز به تحریرِ صدای او مانند نبود:
دردِ مطلق بود به هنگام خواندن
زیرِ نقاب تبسمی.

لیموزارانِ مالاگای خواب‌آلوده را
به خاطر می‌آورد
و شِکوه‌اش
به طعم نمک دریایی بود.
او نیز چون هومر
در نابینایی آواز خواند.

صدایش در خود نهفته داشت
چیزی از دریای بی‌نور و
چیزی از نارنجِ چلیده را.



فدریکو گارسیا لورکا
دیدگاه ها (۱)

اگر دنیا اندکی از بذر عشق من و دلبرم را در دل زنان و مردان ز...

جهانِ عاشقی زیباست،آن‌ قدر زیباست... که آواره شدنش هم زیباست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط