{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی لیلی ولی،،مجنون از این جا رفته است......

آمدی لیلی ولی،،مجنون از این جا رفته است......

خسته شد از بی وفایی،، کوله بارش بسته است.......

آمدی لیلی ولی،،این آمدن بی فایده است......

عشق هامان گوش چرا،،بوی خیانت داده است.......

آمدی لیلی ولی،،این جا شقایق خسته است.......

تا ابد رخت عزا،، بر مرگ عشق پوشیده است........

آمدی لیلی ولی،،شهر دلم بی حوصله است.......

نوش دارویی ولی،،سهراب تو که مرده است........

آمدی لیلی ولی،،این آمدن بی پرده است........

چون که مجنونت دگر،، از زندگانی رفته است.........

مثل هر شب غصه ام،، تنهاییم را رانده است.........

تا سپیده پیش من،، آن بی وفایم مانده است........

یک نفر نام مرا،، سنگ صبورم خوانده است........
دیدگاه ها (۱)

نیامدی ! دی ماه هم گذشت،چند صباح دیگر فصلی می گذرد؛وبعد سالی...

من اینجا، جا مانده ام،تک و تنها،در امتداد خیابانی سرد و سهمگ...

نور خورشید نشد،،،، سایه ی مهتاب هست......فصل بیداری اگر نه،،...

نرگس ها آدم را شاعر می کنند مست می کنند عاشق می کنند از خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط