{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای همدم روزگار, چونی بی من

ای همدم روزگار, چونی بی من
ای مونس و غمگسار چونی بی من

من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی, ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی, از آنی همه من
من نیست شدم در تو, از آنم همه تو

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت

ای در دل من میل و تمنا همه تو
و ندر سر من مایه ی سودا همه تو

هرچند به روزگار درمینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو...
دیدگاه ها (۱)

منتظران بدانند;اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم ... ...

دل تنگم به قدر تمام روزهایی که ...

لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیستهر تیشه ای بر دوش از فرهاد ب...

... آنسوی تمام دلتنگی های کوچک و بزرگم, آن طرف تمام حسرت های...

#شعر_قدیمی 🍂عشقت به دلم درآمد و شاد برفتبازآمد و رخت خویش بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط